تبلیغات
ashura(یا امام نقی « ع » ) - مطالب شهدا
یا رب العالمین ، ایاک نعبد و ایاک نستعین

خواهرم...
نویسنده : دیده بان
تاریخ : 1394/02/4

       

 
رخت زیبای آسمانی را
خواهرم با غرور بر سر کن
نه خجالت بکش نه غمگین باش
چادرت ارزش است، باور کن
بوی زهرا و مریم و هاجر
از پر چادرت سرازیر است
بشکند آن قلم که بنویسد:
"دِمُدِه گشت و دست و پا گیر" است
توی بال ِ فرشته‌ها انگار
حفظ وقت ِ عبور می‌آیی
کوری ِ چشم‌های بی‌عفت
مثل یک کوه نور می‌آیی
حفظ و پوشیده در صدف انگار
ارزش و شأن خویش می‌دانی
با وقاری و مثل یک خورشید
پشت ِ یک ابر ِ تیره می‌مانی
خسته‌ای از تمام مردم شهر
از چه رو این‌قدر تو غم داری؟
نکند فکر این کنی شاید
چیزی از دیگران تو کم داری!
قدمت روی شهپر جبریل
هر زمانی که راه می‌آیی
در شب ِ چادرت تو می‌تابی
مثل یک قرص ِ ماه می‌آیی
سمت ِ جریان ِ آب‌ها رفتن
هنر ِ هر شناگری باشد
تو ولی باز استقامت کن
پیش ِ رو جای بهتری باشد
پر بکش سمت اوج می‌دانم
که خدا با تو است در همه‌جا
پر بزن چادرت تو را بال است
و بدان می‌برد تو را بالا
در زمانی که شأن و ارزش جز
به دماغ و لباس و ماشین نیست
توی چادر بمان و ثابت کن
ارزش واقعی زن این نیست


                                                                                                    شاعر: وحید مصلحی




طبقه بندی: حضرت زهرا(س)، شهدا، خواهرم حجاب! برادرم نگاهت!، | | ادامه مطلب...


زندگی به سبک شهدا
نویسنده : دیده بان
تاریخ : 1393/12/3


میشه شهید نشد



اما به سبک شهدا زندگی کرد...!!!




خدا قوت به خادمان شهدا...



طبقه بندی: عبرت های عاشورایی، شهدا، | | ادامه مطلب...


سالگرد شهادتت مبارک ، ای شهید ...
نویسنده : دیده بان
تاریخ : 1393/10/19



یک سال می شود که تو هم پر کشیده ای

بی خود به انتظار نشسته ایم تا که بیابیم نشانه ای
تو رفتی و گفتی :
إذا کان المنادی زینب (س) فأهلا بالشهادة


و این یعنی تلاش ها می باید تا که ببینیم نشانه ای
ای شهید سری به این دلهای خراب ما بزن که خوب می دانی چطور آبادشان کنی...
سال پیش در روز ولادت رحمت اللعالمین و امام ششم مذهب شیعی پرستویی از قفس دنیا پر کشید...
برای وصالمان به شهدا صلوات...
سالروز شهادت ، شهید بیضایی بر همه جاماندگان تسلیت.


و یاد باد از حماسه سازان هشت سال دفاع مقدس که مردانه  جنگیدند و پای از جای پای امامشان«حسین بن علی (ع)» برنداشتند  و سرمشق خون برای ما به یادگار گذاشتند
و گرامی میداریم سالگرد عملیات کربلای 5 وبخصوص سالگرد
شهادت ، شهید حسن کربلایی را،امید است که دعاگویمان باشند.




طبقه بندی: عبرت های عاشورایی، شهدا، | | ادامه مطلب...


تا هستم و هست این وجودم ، یاد شهداست در خطورم...
نویسنده : دیده بان
تاریخ : 1393/05/17

شهید اصغر قصاب عبداللهی

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم :

هرکه صادقانه از خدا طلب شهادت کند

خداوند او را به جایگاه شهیدان میرساند حتی اگر در بستر بمیرد !

بحارالانوار ج 67 ص 201



اللهم عجل لولیک الفرج





طبقه بندی: شهدا، خاطرات جبهه و شهدا، احادیث ناب، | | ادامه مطلب...
برچسب ها: naghi، امام نقی، imam naghi، امام نقی(ع)، emam naghi،


خوب گوش کن ...
نویسنده : دیده بان
تاریخ : 1393/03/8


9c19386ac23a4eec99a435cd536cc93a.jpg

گاهی حــــرف ها وزن ندارد
ریتم ندارد
آهنگ ندارد
قافیه ندارد
 اما ...
خوب گوش کن یک چیز را دارد
درد دارد
درد..... 



 و مادرانی که دیگر فرزندی ندارند، تا عصای پیریاشان باشد...
همان مادرانی که دلهایشان کبود شده است از خون دلهایی که خوردند ...
حلالمان کنید ، چه بسیار سیلی زدیم بی آنکه بدانیم ...




طبقه بندی: حضرت زهرا(س)، امام زمان(عج)، مكتب عاشورا، شهدا، خاطرات جبهه و شهدا، | | ادامه مطلب...
برچسب ها: نقی، naghi، امام نقی، imam naghi، امام نقی(ع)، emam naghi،


شرح در تصویر
نویسنده : دیده بان
تاریخ : 1392/11/6



قهرمانان من
نویسنده : دیده بان
تاریخ : 1392/10/19



هرجای دنیا که باشم

... شهـدا قهرمانان من هستند ...


طبقه بندی: امام نقی (ع)، ashoura، ashura، ashora، ashoora، عبرت های عاشورایی، شهدا، | | ادامه مطلب...


...
نویسنده : دیده بان
تاریخ : 1392/07/3

sifpt0q.jpg


مرگ با افتخار در راه آزادی گواراتر از زندگی در زیر پرچم استبداد و ستم است.

شهید میر محمد علی ملکوتیان



طبقه بندی: مكتب عاشورا، شهدا، ashoura، ashora، ashura، ashoora، | | ادامه مطلب...


درس خمپاره
نویسنده : دیده بان
تاریخ : 1392/06/31





کلاس آموزش رزمی داشتیم . درس خمپاره و انواع آن . مربی یکی از آنها را بالا گرفته بود و توضیح می داد :

اینکه می بینید ، اینقدر شازده است و مؤدب و سر به زیر، جناب خمپاره 120 است . خیلی آقاست . وقتی می آید پیشاپیش خبر می کند ، پیک می فرستد ، سوت می زند که برادر سرت را ببر داخل سنگر من آمدم ، خورد و مُرد پای من نیست، نگویید نگفتید!

سپس آن را گذاشت زمین و خمپاره دیگری را برداشت و گفت : این هم که فکر می کنم معرف حضور آقایان هست. نیازی به توضیح ندارد، کسی که او را نمی شناسد خواجه شیراز است. همه جا جلوتر از شما و پشت سر شما در خدمتگزاری حاضر است. شرفیاب که می شوند محضرتان به عرض ملوکانه می رسانند منتها دیگر فرصت نمی دهند که شما به زحمت بیفتید و این طرف و آن طرف دنبال سوراخ موش بگردید ! با اسکورتشان همزمان می رسند.

 نوبت به خمپاره 60 رسید ، خمپاره ای نقلی و تو دل برو، خجالتی ، با حجب  حیاء ، آرام و بی سر و صدا . دلت می خواست آن را درسته قورت بدهی . اینقدر شیرین و ملیح بود : بله ، این هم حضرت والا «شیخ اجل» ، «اگر منو گرفتی» ، «سر بزنگاه» ، «خمپاره جیبی ِ» خودمان 60 عزیز است . عادت عجیبی دارد ، اهل هیچ تشریفاتی نیست . اصلاً نمی فهمی کی می آید کی می رود . یک وقت دست می کنی در جیبت تخمه آفتابگردان برداری می بینی ، اِ آنجاست ! مرد عمل است. بر عکس سایرین اهل شعار نیست. کاری را که نکرده نمی گوید که کرده ام . می گوید ما وظیفه مان را انجام می دهیم ، بعداً خود به خود خبرش منتشر می شود . هیاهو نمی کند که من می خواهم بیایم . یا در راه هستم و تا چند لحظه دیگر می رسم . می گوید کار است دیگر، آمد و نشد بیایم ! چرا حرف پیش بزنیم برای همین شما هیچ وقت نمی توانید از وجود و حضور او با خبر بشوید. اول می گوید بووووم ! بعد معلوم می شود خمپاره 60 بوده است.




طبقه بندی: شهدا، مكتب عاشورا، خاطرات جبهه و شهدا، | | ادامه مطلب...


نماز خواندن اسراء زیر پتو !
نویسنده : دیده بان
تاریخ : 1392/05/26


                                    



سردار مرتضی حاج باقری از رزمندگان دفاع مقدس در بخشی از خاطرات هشت سال جنگ تحمیلی می نویسد:

ما در دوران اسارت جزو مفقودین بودیم یعنی نه ایران از ما خبر داشت و نه صلیب سرخ جهانی نام ما را ثبت کرده بود. به همین جهت مشکلات ما از سایر اسرا بیشتر بود. هیچ نام و نشانی از ما در جایی نبود. عراقی‌ها به ما خیلی سخت می‌گرفتند جز ارتباط و اتکال به خدا هیچ راهی نبود تنها امیدمان استعانت خداوندی بود یکی از راه‌های تحکیم ارتباط الهی بحث نماز و روزه بود بچه‌هایی که با ما در اردوگاه ۱۲ و ۱۸ بودند تقریباً ماه رجب و ماه شعبان را در استقبال از ماه رمضان روزه می‌گرفتند هر چند که روزه گرفتن و نماز خواندن حتی به صورت فرادا جرم بود.

خدا شاهد است امروز که سالها از اسارت می‌گذرد هنگام ماه مبارک رمضان همه نوع خوراکی با بهترین کیفیت در سفره‌هایمان یافت می‌شود. ولی لذت افطار دوران اسارت را ندارد

بارها اتفاق می‌افتاد که هنگام نماز دژخیمان بعثی به بچه‌ها حمله می‌کردند و جهت آن‌ها را از قبله تغییر می‌دادند و نماز را بهم می‌زدند حتی یک شب مجبور شدیم نماز مغرب و عشا را به حالت خوابیده و زیر پتو به جا بیاوریم. روزه گرفتن جرم سنگین‌تری بود بچه‌ها غذای ظهر را می‌گرفتند و در یک پلاستیک می‌ریختند چهار گوشه آن را جمع کرده و گره می‌زدند سپس این غذا را در زیر پیراهن خود پنهان می‌کردند و افطار میل می‌نمودند اگر موقع تفتیش از کسی غذا می‌گرفتند او را شکنجه می‌دادند.

آن غذای سرد ظهر با غذای مختصری که احیاناً در شب می‌دادند را بچه‌ها به عنوان افطار می‌خوردند و تا افطار بعد به همین ترتیب می‌گذشت. خدا شاهد است امروز که بیش ۲۰ سال از اسارت می‌گذرد هنگام ماه مبارک رمضان همه نوع خوراکی با بهترین کیفیت در سفره‌هایمان یافت می‌شود ولی لذت افطار دوران اسارت را ندارد. به نظر من آن غذا، غذای بهشتی بود و ما هنگام افطار واقعاً حضور خدا را احساس می‌کردیم. دعای افطار با حال و هوای معنوی خاصی توسط بچه‌ها قرائت می‌شد هر چند پس از صرف افطاری تا افطار بعد هیچ خبری از خوراکی نبود ولی خیلی برایمان لذت بخش بود.


منبع





چه زحمت هایی که کشیدند ، چه کم کاریهایی که کردیم!!!






طبقه بندی: مكتب عاشورا، شهدا، خاطرات جبهه و شهدا، ashoura، ashora، ashura، ashoora، | | ادامه مطلب...


به خدا قسم اگر دست راستم را قطع کنید .من از حمایت از دینم دست بر نمی دارم.
نویسنده : دیده بان
تاریخ : 1392/05/18



مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir







پایگاه جامع عاشورا