تبلیغات
ashura(یا امام نقی « ع » )

ashura(یا امام نقی « ع » )
یا رب العالمین ، ایاک نعبد و ایاک نستعین
قالب وبلاگ


سلام مادرجان....

دلم برایتان تنگ شده است ....

حالتان چطور است؟

مادرجان شرمنده....درد پهلویتان خوب شد؟

چقدر دلم هوای دستان مهربان کبودتان را کرده

راستی هنوز با یک دست قنوت میگیرید؟ هنوز هم از علی رو میگیرید؟

مادرجان هنوز حسن خواب پریشان می بیند؟

هنوز در خواب می گوید"نزن!مادرم بی گناه است"

بی بی جان از آقایم چه خبر؟ هنوز دلش از دست ما خون است؟

این روزها چقدر جای خالی یاس بر قلبم سنگینی میکند....

ام ابیهای عشق .....این روزها بغض حسن و حسین خیلی میگیرد...

دیگر شهر آرام میخوابد گریه ات کسی را آزرده نمیکند

هوای کوچه ها سرد است

گریه نکن مادرم....

میدانم این جماعت خیلی زود حرف های پدرت را فراموش کردند .

و پهلوی تو را نه ،پهلوی زمان را شکستند....

بانو !! حلالم کن ، شیعه خوبی نیستم...

اگر شیعه خوبی بودم تا به حال مولایم انتقام سیلی شما را گرفته بود....

حلالم کن.... اعمالم مانع ظهور آقایم شده است ....

حال ما خوب است مادرجان...
اینجا خیلی ها درد پهلو را نمی فهمند ...اینجا خیلی ها چادری ندارند که بخواهد خاکی شود....اینجا حال همه ی ما خوب است و هر روز پسرت را خون دل می کنیم....
مادرجان دعایم می کنی؟
آخر می گویند دعای مادر مستجاب می شود...دستم را بگیر و مرا از دست خودم نجات بده.....
این روزها میدانم حالتان زیاد خوب نیست...شنیده اید که با قبر اصحاب پدرتان چه کرده اند!!!

مادر این نامه را به همراه اشک هایی که برای مظلومیت شما و مولایم علی ریخته ام به ........به کجا؟...نمی دانم...به کجااااااااااااااااااااااااااااااااااا پست کنم مادر؟




طبقه بندی: حضرت زهرا(س)، امام نقی (ع)،
برچسب ها: نقی، naghi، امام نقی، imam naghi، امام نقی(ع)،
[ 1393/01/1 ] [ 09:00 ] [ دیده بان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مادر دو بخش دارد: «ما» و «در» ، و ما هر چه می کشیم از بخش دوم است…
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در گذری از تاریخ این مرز و بوم آدمهایی بودند که شهامت تمامی بشر را در خود خلاصه داشتند.

در سینه این آدمها دلهایی بود که عشق را افتخار می دانستند. عشقی داشتند که جز به خون رنگین نمی شد و جز به اشک سیراب نمی گشت.

دلی به وسعت دریا و عشقی به شکوه کهکشانها و چهره هایی به تازگی گلهای بهاری.

عطر نفسشان مثل شب بوها هوا را پر می کرد.

و شب از آنها پر بود. از سایه هایشان، از صدایشان، از عطرشان، از اشکشان و از.... خدایشان.

ماه با آنها اشک ریخت و مهتاب در نگاهشان درخشید، ستاره ها در اشکهایشان چکیدند و ابرها حریرهایی شدند تا گونه های ژاله پوش آنها را پاک کنند اما در کوهپایه استوار قامتشان چون مه نشستند و محو شدند.

و اکنون روزهایی که دفتر این تاریخ بسته شده ولی هنوز در باغ شهادت باز است .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر صلوات در جهت تعجیل ظهور یوسف زهرا (س) مجاز می باشد
نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
روزشمار فاطمیه

محفل بسیجیان ورهروان شهدا

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل
پیج رنک گوگل